مصرع دوم · شماره 42لقمه طلب بود از آن ریختندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.39مور نه ای ، این کمر آز چیست#40گور نه ای ، این دهن باز چیست#41گور که خاکش به دهان ریختند#42لقمه طلب بود از آن ریختندانتخابشده43آنکه نشد حرص و طمع دور از او#44به که خورد لقمه لب گور از او#45تن که تواش پرورش از جان دهی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 42 از «حکایت» است.سطر پیشینگور که خاکش به دهان ریختند→سطر بعدیآنکه نشد حرص و طمع دور از او←