مصرع دوم · شماره 44به که خورد لقمه لب گور از اوشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.41گور که خاکش به دهان ریختند#42لقمه طلب بود از آن ریختند#43آنکه نشد حرص و طمع دور از او#44به که خورد لقمه لب گور از اوانتخابشده45تن که تواش پرورش از جان دهی#46پرورش لقمه موران دهی#47دیده کز او مور شود طعمه خوار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 44 از «حکایت» است.سطر پیشینآنکه نشد حرص و طمع دور از او→سطر بعدیتن که تواش پرورش از جان دهی←