مصرع نخست · شماره 143
چو یزدان وحی کرد از غیب سوی نحل، می شایست
شاعرخاقانیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 140
مرا هم هدیه ای باید که هر یک روی بنماید
# - 141
من این تحفه طرازیدم به دندان مزدشان آری
# - 142
عروس آخر چو هدیه دید دانم روی بگشاید
# - 143
چو یزدان وحی کرد از غیب سوی نحل، می شایست
انتخابشده - 144
اگر تو سوی خاقانی فرستی نامه ای شاید
# - 145
اگر ذات تو یزدان وار فیض فضل می بارد
# - 146
ضمیرم نیز نحل آسا شفای جان می افزاید
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 143 از «شماره ۱ - در وعظ و حسن تخلص به نعت پیغمبر اکرم و تخلص به مدح ناصر الدین ابراهیم» است.