کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 4

نه سر به جایی می کشد، نه ره به کاری می برد

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    دل باز در سودای او افتاد و باری می برد

    #
  2. 2

    جوری که آن بت می کند بی اختیاری میبرد

    #
  3. 3

    چندیست تا بر روی او آشفته گشته این چنین

    #
  4. 4

    نه سر به جایی می کشد، نه ره به کاری می برد

    انتخاب‌شده
  5. 5

    من در بلای هجر او زانم بتر کز هر طرف

    #
  6. 6

    گویند: می چیند گلی، یا رنج خاری می برد

    #
  7. 7

    با دل بسی گفتم، کزو بگسل، چو نشیند این سخن

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 4 از «غزل شماره ۱۸۸ - دل باز در سودای او افتاد و باری می برد...» است.