کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 355

چو گوئی بی سر و بی پای مضطر

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 352

    برای خود دلش دریای خون کرد

    #
  2. 353

    چنان بی روی او روی جهان دید

    #
  3. 354

    که گفتی نه زمین نه آسمان دید

    #
  4. 355

    چو گوئی بی سر و بی پای مضطر

    انتخاب‌شده
  5. 356

    کله در پای کرد و کفش بر سر

    #
  6. 357

    بدایه گفت برخیز ای نکوگوی

    #
  7. 358

    بر آن بت رو و از من بدو گوی:

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 355 از «(۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او» است.