مصرع دوم · شماره 180که ثابت در دیانت آدم آمدشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.177بجان میداشت آدم پاس آن گنج#178که تا از دشمنش ناید بدو رنج#179امین آن امانت آدم آمد#180که ثابت در دیانت آدم آمدانتخابشده181امانت داشتن کاری عظیمست#182دل سنگین کوه از وی دو نیم است#183زمین و آسمان را نیست یارا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 180 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینامین آن امانت آدم آمد→سطر بعدیامانت داشتن کاری عظیمست←