مصرع نخست · شماره 45ز حیرت پای از سر میندانستشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.42بمانده واله و حیران و شیدا#43زبانش در دهان خاموش او دید#44وجود خویشتن مدهوش او دید#45ز حیرت پای از سر میندانستانتخابشده46دلم گم گشت و دیگر میندانست#47ز حیرت در یکی حق را عیان دید#48وجود خویش بی نقش و نشان دید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 45 از «حکایت» است.سطر پیشینوجود خویشتن مدهوش او دید→سطر بعدیدلم گم گشت و دیگر میندانست←