مصرع دوم · شماره 54از غم این مرد مفلس وارهیدشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.51تو برو ورنه لگد ز اینجا خوری#52گشت دیوانه از آن پس جوهری#53گفت یک نان تهی او را دهید#54از غم این مرد مفلس وارهیدانتخابشده55تا شود او سیر از این گشنگی#56گفت دیوانه مکن آخر سگی#57گشت دیوانه عجایب بی قرار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 54 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت یک نان تهی او را دهید→سطر بعدیتا شود او سیر از این گشنگی←