مصرع نخست · شماره 83
فلک گویی نمی داند حدیث حفت الجنه
شاعرقاآنیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 80
خورد غم میزبان چون نیست خوان در خورد مهمانش
# - 81
وی از عالم غمین و عالم از وی شادمان آری
# - 82
بود زندان به یوسف شاد و یوسف غم ز زندانش
# - 83
فلک گویی نمی داند حدیث حفت الجنه
انتخابشده - 84
که چون دف می خورد گاهی قفا از چنگ دربانش
# - 85
چو خون در رگ به عرق سلطنت ساریست تاییدش
# - 86
چو جان در تن به جسم مملکت جاریست فرمانش
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 83 از «قصیده شماره ۱۹۵ - در ستایش وزیر بی نظیر جناب حاج میرزاآقاسی رحمه لله فرماید» است.