مصرع دوم · شماره 14
چه گمان ره طلب تو زد که نبسته ای به یقین کمر
شاعربیدل دهلویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
به حضور معبد ما و من نرسید هیچکس از عدم
# - 12
که نبست سجده هستی اش به میان ز خط جبین کمر
# - 13
که دوید درپی جستجوکه نبرد ره به وصال او
# - 14
چه گمان ره طلب تو زد که نبسته ای به یقین کمر
انتخابشده - 15
چو سحر فسرده نفس نه ای ، ز گذشتن این همه پس نه ای
# - 16
تو گران رکاب هوس نه ای ، مگشا به خانه زین کمر
# - 17
به مآل شوکت سرکشان بگشود چشم تو نیستان
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «غزل شماره ۱۶۹۱ - به خود آنقدرکروفر مچین که ببنددت پی کین کمر...» است.