مصرع دوم · شماره 8
چشم گناهکار تو گوید که «آن زمان، نشناختم صفای تو را» آه ازین گناه !
شاعرفریدون مشیریاثردیدار
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
از یاد تو کجا بگریزم که بی گمان، تا وقت مرگ دست ندارد ز دامنم
# - 6
با چشم دل به چهره خود می کنم نگاه، کاین صورت مجسم، رنج است یا منم ؟
# - 7
امروز این تویی که به یاد گذشته ها، در چشم رنجدیده من می کنی نگاه
# - 8
چشم گناهکار تو گوید که «آن زمان، نشناختم صفای تو را» آه ازین گناه !
انتخابشده - 9
امروز این منم که پریشان و دردمند، می سوزم و ز عهد کهن یاد می کنم
# - 10
فرسوده شانه های پر از داغ و درد را، نالان ز بار عشق تو آزاد می کنم
# - 11
گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای، بنگر که غم به وادی مرگم کشانده است
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «دیدار» است.