کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 10

فرسوده شانه های پر از داغ و درد را، نالان ز بار عشق تو آزاد می کنم

چهرهٔ فریدون مشیریشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 7

    امروز این تویی که به یاد گذشته ها، در چشم رنجدیده من می کنی نگاه

    #
  2. 8

    چشم گناهکار تو گوید که «آن زمان، نشناختم صفای تو را» آه ازین گناه !

    #
  3. 9

    امروز این منم که پریشان و دردمند، می سوزم و ز عهد کهن یاد می کنم

    #
  4. 10

    فرسوده شانه های پر از داغ و درد را، نالان ز بار عشق تو آزاد می کنم

    انتخاب‌شده
  5. 11

    گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای، بنگر که غم به وادی مرگم کشانده است

    #
  6. 12

    تنها مرا به «تشنه طوفان» من مبین، ای بس حدیث تلخ که ناگفته مانده است

    #
  7. 13

    گفتم : به سرنوشت بیندیش و آسمان، گفتی : غمین مباش که آن کور و این کر است!

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 10 از «دیدار» است.