مصرع دوم · شماره 32چه عجب گر شوره را او به باغ و راغ کردشاعرمولویاثرسی و نهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.29کو زمانی که وصالت برگذشت از روی لطف#30سوی خارستان جانم جملگی را باغ کرد#31نور شمس الدین خداوندم عدم را هست کرد#32چه عجب گر شوره را او به باغ و راغ کردانتخابشده33در غمی بودم که جانم قصد رفتن کرده بود#34زنده کردش این خیالت کو بخوانش لاغ کرد#35جان من چون درکشید آن جام خاص خاص را#دربارهٔ این سطرسطر شماره 32 از «سی و نهم» است.سطر پیشیننور شمس الدین خداوندم عدم را هست کرد→سطر بعدیدر غمی بودم که جانم قصد رفتن کرده بود←