مصرع دوم · شماره 160مضحکه خلق مشو کان بلاستشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.157گر کست از راه خوش آمد ستود#158آنچه نباشی تو نباید شنود#159حرف خوش آمد مشنو کان خطاست#160مضحکه خلق مشو کان بلاستانتخابشده161زاغ که شد باز سفیدش لقب#162عقده سد خنده گشاید ز لب#163نیست خوش آمد به در از چند حال#دربارهٔ این سطرسطر شماره 160 از «حکایت» است.سطر پیشینحرف خوش آمد مشنو کان خطاست→سطر بعدیزاغ که شد باز سفیدش لقب←