مصرع نخست · شماره 119مار که آزار کسان کار اوستشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.116سوخت دلش چون دل پروانه سوخت#117کس چه کند دشمنی زشتخو#118دشمن او بس عمل زشت او#119مار که آزار کسان کار اوستانتخابشده120هر که بود بر سر آزار اوست#121آنکه گذر بر سر نیکی فکند#122کی رسد از اهل گزندش گزند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 119 از «حکایت» است.سطر پیشیندشمن او بس عمل زشت او→سطر بعدیهر که بود بر سر آزار اوست←