مصرع دوم · شماره 128ور نه ز بیخت بکند روزگارشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.125خار کز و شد همه را پا فکار#126سوخت چو افکند بر آتش گذار#127شیوه آزار مکن اختیار#128ور نه ز بیخت بکند روزگارانتخابشده129خار پر آزار که نشتر زند#130خارکن از بیخ و بنش بر کند#131نور فشان گر چه بسوزی به داغ#دربارهٔ این سطرسطر شماره 128 از «حکایت» است.سطر پیشینشیوه آزار مکن اختیار→سطر بعدیخار پر آزار که نشتر زند←