اِ لیـــار (جبار محمدی )
غزال غزل
الیار (جبار محمدی) / دیوان اشعار / غزال غزل
فهرست متن
اشعار و آثار
31صبح رحمتغزلرقص پروانه ی دل از گل گلزار تو بود←32نازنینغزلعشوه ها بر دل نمودی نازنین←33آزادیغزلنام آزادی مرا بار دگر جان می دهد←34نرگس غمازغزلفصل گل آغاز شد←35در کمند یارغزلدل به تو دادم از جهان، بار نبستم ازجهان←36خیال ابدیغزلچشم دل برگل آن دلبر گلپوش افتاد←37سربدار یارغزلدلم به تیر ناوک جانان دچارآمد←38ساحت می آلودغزلشبی دلم به ماهی، به خلوتی نهان شد←39آهوی وفاغزلجانم ار باده ننوشد نبرد گوی وفا←40آب بقاغزلاندر اقلیم فنا آب بقا می جویم←41ترنم یارغزلبار دگر یار، مرا ناز کرد←42صاحب جمالغزلوه! که روبند گل از شرم جمال تو بود←43اشارت جانانغزلمرا اشارت جانان به راه کا م آورد←44سودای خیالغزلشمع شد جان من اندر شب سودای خیالت←45نکته های گلغزلآتش نبر به دلت از اجاق کین←46آب توبهغزلخود حجاب خود در این پایاب عالم بوده ام←47حاکم گل هاغزلای دل از آن ارغوان، جام شرابی ستان←48رشته عشقغزلتقدیر جان مرا حق نوشته است←49رویین تن عشقغزلمن بر دیار عاشقان، با جامه ای پاک آمدم←50کوی جانانغزلعاشقان را کوی جانان دردها تسکین دهد←51ایران زمینغزلمن ایران زمینم مه تاجداران←52جان مرا جان علیغزلباغ مرا سرو خرامان علی←53بارالهاغزلبار الها! حاجت ما را روا هر روز کن←54خلق نیکوغزلخلق نیکو در بشر یک نعمت یزدانی است←55یارغزلسنبله در سنبله گردد بهار←56نیکیغزلبحر ایمان و عمل را در تابان نیکی است←57در اندیشه یارغزلدر چشم فتنه بارش خم در خمانه دیدم←58آستان جانانغزلرو خستگی بدر کن ماه منور آید←59دعای جانغزلبیا ای صاحب هستی خزان دل بهاران کن←60مرغ شهبالغزلمرغ شهبالم ولی محبوس زندان تنم←